مراحل پیشرفت رابطه - توصیه‌های روانشناس

:به کانال تلگرام ما بپیوندید
telegram.me/tosiyee


Go to content

Main menu:

زوج یابی
مراحل آشنایی با زوج بالقوه

برقراری رابطه اصولی دارد. رابطه یک ساعته و یک شبه ایجاد نمی‌شود. وقتی ملاک‌های انتخاب زوج را برای خودمان مشخص  کرده باشیم، انتخاب زوج آسان‌تر می‌شود. آشنایی از یک مسیر عبور می‌کند. برای مثال جاده بین تهران تا رشت را در نظر بگیرید. شخصی ممکن است سوار خودرویش شود و از تهران به سمت رشت حرکت کند. به محض خروج از تهران کلی کارخانه می‌بیند. ممکن است با خود فکر کند؛ «اینطور که من می‌بینم  رشت باید یک جایی پر از کارخانه باشد». جلوتر که می‌رود به یک بیابان می‌رسد. با خود فکر می‌کند احتمالا دیگر این دفعه اشتباه نمی‌کنم، رشت باید یک جای بیابانی باشد. این حدس زدن‌ها همینطور ادامه پیدا می‌کند تا اینکه به رشت برسد و رشت واقعی را ببیند. حتی ممکن است در وسط راه پشیمان بشود و با خود بگوید اینطور که دارد پیش می‌رود فکر نمی‌کنم اصلا جای جالبی باشد. اگر مسافر ما اینجا تصمیم خود را بگیرد احتمالا اشتباه کرده است زیرا رشت شباهتی به بیابان‌های بین تهران و قزوین ندارد. مسیر آشنایی هم چنین چیزی است. ممکن است در ابتدا شما حدس‌هایی بزنید و همینطور که پیش می‌روید متوجه بشوید که حدس‌های اولیه کاملا نادرست بوده‌اند. بهرحال چیزی که مشخص است این است که اگر تا قبل از رسیدن به شناخت واقعی تصمیمی بگیرید، آن تصمیم ریسک بزرگی با خود به همراه دارد.



جاده آشنایی از یک مسیر می‌گذرد. این جاده مراحلی دارد شامل؛ مرحله نمایش، مرحله دیپلماتیک، مرحله یخ شکنی، مرحله آشنایی، و مرحله تصمیم گیری. مبدأ این جاده تماشا و مقصد آن شناخت است.

در مرحله نمایش افراد ظاهر یکدیگر را تماشا می‌کنند و تلاش می‌کنند ظاهر خوبی به نمایش بگذارند. این مرحله شبیه اجرای نقش بازیگران تئاتر است و افراد بیش از آنکه در پی شناخت طرف مقابل باشند، در پی یک اجرای خوب از طرف خود هستند. در واقع هیچ یک از دو طرف در حال شناخت یا شناساندن نیستند، فقط می‌خواهند خوب به نظر برسند. هر یک از طرفین خیال می‌کند طرف حواسش به آنهاست ولی در واقع توجه هر کسی بیشتر به خود است تا طرف مقابل. این مرحله زیاد طول نمی‌کشد و بعد از بعد از چند روز معمولا به پایان می‌رسد. البته اگر نگرانی زیادی درباره قضاوت طرف مقابل داشته باشید ممکن است تا آخر عمر هم ادامه پیدا کند. در این مرحله لازم است از طرف مقابل زمان بخواهید. بهتر است با هم توافق کنید که مدتی با هم آشنا شوید و بعد از آن مدت تصمیم خود را بگیرید. برای این زمان یک سقف بگذارید مثلا 6 ماه.



بسیاری از افراد تلاش می‌کنند که در این مرحله بی نقص به نظر برسند. این اولین خطای شروع آشنایی است. اگر اشکالی وجود دارد بهتر است در این مرحله آشکارا قابل مشاهده باشد. این یعنی اینکه شما تلاش ندارید طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهید.در مرحله نمایش، زبان بدن بیشتر از کلام مورد توجه قرار می‌گیرد. منظور از زبان بدن، علائم غیر کلامی است که از رفتار و ظاهر شما ارسال می‌شود. از آنجا که زبان بدن دقیق نیست، می‌تواند مورد سوء برداشت قرار بگیرد. مثلا شما ممکن است بخواهید با زبان بدن، پیام آراستگی و مرتب بودن را ارسال کنید اما این پیام از طرف مقابل به عنوان سکسی بودن و تحریک جنسی تفسیر شود. ذهن زنان و مردان ممکن است علائم زبان بدن را به صورت مختلف تفسیر کنند.
لباس‌های بدن‌نما، آرایش‌های تند و امثال آن می‌توانند به جای شیک و مرتب بودن، علائم دیگری ارسال کنند. البته در هیچ جای دنیا افراد لباس‌ها و آرایش‌های مراسم مهمانی را در اماکن عمومی استفاده نمی‌کنند. در واقع مردان گرایش کمتری برای برقراری روابط پایدار با زنان خودنما دارند. افق دید مردان برای چنین زنانی، روابط کوتاه مدت است. پس چنانچه در پی برقراری روابط بلند مدت و پایدار هستید، لازم است از ارسال چنین علائمی جدا خود داری کنید. بهتر است ظاهرخانم‌ها در این مرحله مقداری رسمی باشد.
مردان نیز می‌توانند از زبان بدن اشتباه استفاده کنند. مثلا پوشیدن لباس‌های مارک، ساعت گران قیمت و امثال آن چه بسا علائمی مبنی بر توانایی مالی بسیار بالا ارسال کنند و انتظاراتی متناسب با سطح مالی مورد نظر در ذهن بیننده ایجاد کنند. بنابراین بهتر است در عین آراستگی، از لباس روتین خود استفاده کنید و تلاش نکنید از همیشه خود، زیاد متفاوت باشید.



مرحله بعدی یک مرحله محافظ کاری است که به آن مرحله دیپلماتیک می‌گوییم. در این مرحله افراد تلاش می‌کنند معایب خود را پنهان و خوبی‌های خود را تا حد امکان بزرگ نمایی کنند. در این مرحله طرفین نگران نقاط ضعف خود هستند تمام تلاش خود را می‌کنند تا ذهنیت طرف مقابل را از توجه به نقاط قوت خود منحرف کنند. این مرحله با «ترس از صمیمیت» همراه است. همانطور که می‌بینید در این مرحله هم توجه افراد بیشتر به خودشان است تا طرف مقابل. این مرحله بیشتر طول می‌کشد و ممکن است تا چند ماه هم ادامه پیدا کند. انسان‌ها در مقابل غریبه‌ها گارد دارند. در حضور غریبه‌ها راحت نیستند و ممکن است زمانی طول بکشد تا احساس راحتی بیشتری بکنند و بتوانند راحت‌تر صحبت کنند و به اصطلاح خودشان باشند. این پدیده روانشناختی را گارد می‌گویند و فرایند بر طرف شدن آن را یخ شکنی می‌گویند. طی دوران گارد انسانها سعی می‌کنند رسمی‌تر باشند و رفتار معقول تری داشته باشند. طی این مرحله از آشنایی رفتار همه انسان‌ها بسیار شبیه به یکدیگر می‌شود و پیدا کردن تفاوت‌ بین انسان‌ها مشکل‌تر است. اشتباهی که ممکن است طی این مرحله اتفاق بیافتد عبارت است از پیش داوری. در واقع به خاطر محافظ کاری و گارد، رفتار انسان‌ها در این دوره نمونه درستی از رفتار طبیعی‌شان نیست بنابراین قضاوت و نتیجه گیری دربارة رفتار انسان‌ها طی این دوره عجولانه خواهد بود. باید به فرایند یخ شکنی (مرحله بعد) اجازه داد پیش برود تا به اصطلاح غریبه‌ها به تدریج خودشان بشوند. یخ شکنی به زمان نیاز دارد اما شما می‌توانید با صحبت کردن درباره چیزهای غیر رسمی و مثلا تعریف خاطره، به آن کمک کنید. بهتر است تا فرایند یخ شکنی انجام نشده است به طور جدی دربارة خودتان و خواسته‌هایتان و سلایق‌تان و غیره صحبت نکنید. صبر نیاز است.


چند نکته وجود دارد که لازم است طی این مرحله مورد توجه قرار بگیرد؛
در مورد مسائل مالی باید توجه داشته باشید که ابدا روی وضعیت مالی خانواده طرف مقابل حساب نکنید. شاید پیش خود حساب کنید که احتمالا خانواده طرف مقابل تسهیلاتی برای شما در نظر خواهند گرفت. این دومین خطایی است که در این مرحله می‌تواند اتفاق بیافتد. خانواده‌ها هیچ تعهدی به شما ندارند و این فقط انتظارات شماست که وارد عمل شده است. به انتظارات خود اجازه ندهید واقعیت‌ها را تحریف کنند. روی چیزی که در دست است حساب کنید و بس. هر کسی مسئولیت زندگی خود را دارد و اگر کسی در نتیجه عمری تلاش، به اموالی رسیده است، این دلیل بر آن نمی‌شود که اموال خود را در اختیار فرزندش قرار دهد. همه انسان‌ها برای خود اولویت قائل هستند. اگر قرار باشد کمکی اتفاق بیافتد این فقط یک انتظار است و نباید آنرا وظیفه یا واقعیت قلمداد کرد. پس واقع بین باشید و تصور کنید هرگز چنین کمکی اتفاق نخواهد افتاد. در این صورت اگر در آینده کمکی دریافت کردید باعث خوشحالی شما خواهد شد و اگر دریافت نکردید هیچ ناراحتی در شما ایجاد نمی‌شود. برنامه‌های خود را روی داشته‌های خودتان تنظیم کنید نه داشته‌های شخص ثالث.  با این تفاسیر وجود خانواده ثروتمند و دکتر و استاد دانشگاه و ... حساب نکنید، حتی یک ذره.
بعضی‌ها با مطرح کردن وعده‌ها و نقشه‌هایی در آینده ممکن است تلاش کنند ارزیابی واقع بینانه شما را نسبت به وضعیت شغلی و مالی خود تحت تأثیر قرار دهند. در این مورد چگونه باید عمل کرد؟
بهترین ملاک در مورد طرح‌ها و نقشه‌ها و برنامه‌های آینده، میزان اجرا شدن آنها در زمان حال است. برای مثال وقتی یک شخص دانشجوی دوره دکترا باشد می‌توان حدس زد که در آینده می‌تواند درجه دکترا بگیرد. اما کسی که هنوز دانشجوی دوره کارشناسی است هرگز نمی‌تواند درباره چنین نقشه ای صحبت کند. او هنوز مشغول کسب درجه کارشناسی است و هیچ چیز انجام شده‌ای درباره تحصیلات تکمیلی ندارد. به همین ترتیب وقتی فرد کسب و کاری دارد که گردش مالی سالانه آن 20 میلیون باشد می‌تواند درباره افزایش بیست درصدی کسب و کارش صحبت کند نه میلیاردر شدن.
بعضی از افراد نیز در رؤیای مهاجرت به خارج از کشور هستند و با توجه به شنیده‌های خود دورنمایی طلایی از زندگی در کشورهای توسعه یافته ترسیم می‌کنند. شاید هم در حال حاضر مهاجرت کرده باشند اما در جستجوی زوجی مناسب از وطن باشند. در هر دو مورد ذکر شده مسائلی وجود دارد. دشواری‌های مهاجرت و مسائل مختلف مرتبط با آن امروزه از چشم کمتر کسی پوشیده است. رفتار نامناسب با مهاجران و قرار گرفتن در ردیف بی خانمان‌هایی که از فرط گرسنگی و فقر و کشتار از کشورهایی بسیار بی بضاعت به کشورهای توسعه یافته مهاجرت می‌کنند مسئله خوشایندی نیست. خود تصور اینکه زندگی در جوامع توسعه یافته بسیار راحت و مطلوب است هم به واقعیت شباهتی ندارد. علاوه بر دشواری‌های بی شمار مهاجرت و حس تنهایی و دلتنگی و تفاوت. بهتر است چشم‌های خود را باز کنید. علاوه بر این آیا شما هیچ تجربه‌ای در مورد جامعه هدف دارید؟ هیچ دانسته‌ای دارید یا فقط چیزهای مبهمی از این و آن شنیده‌اید؟ اگر تجربه مستقیمی ندارید و فقط چیزهایی شندیده‌اید، هرگز به شما توصیه نمی‌کنیم ترک وطن کنید!
نکته آخر اینکه وقتی مشاهده می‌کنید در نگاه اول تفاوت‌های قابل مشاهده (ظاهری، مالی، تحصیلی، اجتماعی) زیادی دارید، احتمالا یک جای کار اشکال دارد. تناسب اولیه نقش مهمی ایفا می‌کند. باز هم تأکید می‌کنیم که حواستان باشد که خود را برنده بلیط شانس ندانید. اگر فیلم‌های هندی زیاد نگاه می‌کنید ممکن است تحت تأثیر قرار گرفته باشید. در این دنیا هیچ چیز بدون دلیل نیست. اگر چنین شرایطی برایتان پیش آمد باید با دقت بیشتری بررسی کنید و علت را پیدا کنید. آشنایی با خیالبافی فرق دارد. مرحله دقت است. پس خلاصه می‌کنیم که اگر احساس می‌کنید آش دهان سوزی تعارف‌تان کرده‌اند باید اول شک کنید.


مرحله یخ شکنی یک مرحله تعیین کننده است. چنانچه یخ رابطه ذوب نشود، مرحله گارد همچنان ادامه پیدا می‌کند (حتی تا چندین سال) و رابطه در حالت نمایشی و تئاتری قرار می‌گیرد. در این مرحله معمولا افراد شروع می‌کنند به خارج شدن از زیر پوسته آهنین (گارد). از علائم مرحله خوگیری شوخی کردن یا رفتارهای غیر دیپلماتیک است. ژست عصا قورت داده و شق و رق افراد در این مرحله می‌شکند. طرفین از نقش بازی کردن خسته شده‌اند و می‌خواهند کمی خودشان باشند. می‌توان گفت تا اینجا فقط نمایش بوده است و آشنایی بعد از مرحله خوگیری است که تازه شروع می‌شود. با اتمام دوره یخ شکنی، احساس راحتی بیشتری ایجاد می‌شود و تمرکز بیشتر می‌شود. تا قبل از این حواس‌تان به راحتی پرت می‌شد و سرنخ کلام از دست‌تان خارج می‌شد. از این به بعد تمرکز شما بر صحبت‌های طرف مقابل بیشتر می‌شود و به حضور طرف مقابل به اصطلاح عادت می‌کنید. حالا بیشتر می‌توانید خودتان باشید و رفتارهای طبیعی خود را داشته باشید.



در مرحله آشنایی افراد احساس راحتی بیشتری می‌کنند، کمتر نگران قضاوت طرف مقابل هستند و بیشتر خودشان را ابراز می‌کنند. از خاطرات دور و نزدیک خود می‌گویند و نسبت به طرف مقابل بیشتر کنجکاو می‌شوند و مایل‌اند از او بیشتر بدانند. در این مرحله به یکباره تمام قضاوت‌هایی که در مراحل قبل از طرف مقابل شکل گرفته بود فرو می‌ریزد و یک تجدید نظر کامل در ذهنیت طرفین شکل می‌گیرد. آنها از خاطره روز اول آشنایی می‌گویند و ممکن است به کارهای یکدیگر در آن روز کلی بخندند. همه اینها علامت‌های خوبی هستند. یعنی نقش بازی کردن تمام شده و شناخت واقعی شروع شده است.طی دوران آشنایی احساس می‌کنید که تازه دارید طرف مقابل را می‌بینید. به ویژگی‌های او توجه می‌کنید و تازه متوجه می‌شوید که حواس پرت و غیر متمرکز بوده‌اید.
علت انتخاب نام آشنایی برای این مرحله این است که تازه احساس می‌کنید می‌توانید در صورت لزوم حضور طرف مقابل را تقریبا نادیده بگیرید و بیشتر به خودتان و افکارتان تمرکز کنید. تا قبل از این مرحله یک تصور اولیه یا یک شناخت خام اولیه از طرف مقابل در ذهن شما حاصل می‌شود. ممکن است این تصویر امیدبخش یا نا امید کننده باشد. در هر دو صورت اهمیتی ندهید. این فقط یک برداشت اولیه است و بسیار از واقعیت دور است. تلاش برای تصمیم گیری از روی این شناخت اولیه شباهت به تلاش برای حدس زدن مدل اتومبیل از روی سنگ معدن است.
در مرحله آشنایی، افراد ممکن است سؤالاتی را از یکدیگر بپرسند و زیادی وارد حریم خصوصی یکدیگر شوند. چنانچه کنجکاوی شما در حریم شخصی طرف مقابل باشد، ممکن است احساس ناراحتی بکند و حتی به شما دروغ بگوید. پس اگر به دنبال شناخت واقعی هستید لطفا وارد حریم شخصی طرف مقابل نشوید. اینکه در گذشته چه کارهایی کرده یا نکرده به خودش مربوط است. او را وادار به دروغ گویی نکنید. چیزی که در این مرحله لازم است روشن بشود، لیست ملاک‌های شما است. این لیست را همیشه با خود داشته باشید تا بدانید به دنبال فهمیدن چه چیزی هستید. لازم است به خود یادآوری کنید که شما کارآگاه نیستید و در پی کشف راز قتل شرلوک هولمز هم نیستید. تنها می‌خواهید ببینید آیا ملاک‌هایی مهم و خیلی مهم لیست ملاک‌های شما در طرف مقابل وجود دارد یا نه. بعضی از ملاک‌های لیست شما احتمالا از همان جلسه اول قابل مشاهده هستند مثل ویژگی‌های ظاهری، اما بعضی دیگر نیاز به گذر زمان دارند. یادتان باشد که شما بازپرس نیستید و با سؤال و جواب و اعتراف گرفتن سروکار ندارید. پس اگر می‌خواهید ببینید که فلان ویژگی در طرف مقابل هست یا نه نیاز است زمان بگذارید و ببینید. درباره ویژگی‌های شخصیتی و غیره سؤال نکنید، تماشا کنید تا ببینید. لیست ملاک‌ها را نمره گذاری کنید. چنانچه نمره آن شخص در لیست ملاک‌ها تفاوت زیادی با نمره شما (میانگین جمع کل نمرات پنج نفری که در ملاک‌های مورد نظر به شما نمره داده‌ بودند) در آن لیست دارد، باید بدانید که گزینه مناسبی انتخاب نکرده‌اید.

هرچقدر زمان کمتری به آشنایی اختصاص دهید، شناخت شما کمتر رشد می‌کند و در حد حدس و گمان‌های تخیلی باقی می‌ماند. چنانچه می‌خواهید زودتر به شناخت برسید، لازم است زمان اختصاص دهید. یکی از اشتباهاتی که افراد در این مرحله ممکن است مرتکب شوند، پیش بردن آشنایی‌های موازی است. به صورت جدی به شما توصیه می‌شود تا در مورد یک آشنایی تصمیم گیری نکرده‌اید، رابطه دیگری را حتی شروع هم نکنید. وقتی انرژی شما پخش بشود، کارآمد نخواهد بود. انرژی وقتی مؤثر خواهد بود که متمرکز باشد.
ایجاد شناخت واقعی مستلزم مشاهده رفتار فرد در موقعیت‌های مختلف است. یک رفتار منفرد محلی برای نتیجه گیری نیست. چیزی که قابل اعتماد است «تکرار» است. چیزی که تکرار می‌شود به واقعیت نزدیک‌تر است. پس برای شناخت اخلاقی و رفتاری یک انسان باید رفتارهای او را در موقعیت‌های مختلفی ببینید. نکته‌ای که مهم است شک کردن به برداشت های خام است. برداشت‌های خام درباره اخلاق و رفتار افراد، قضاوت‌هایی هستند که با یک نمونه رفتار ایجاد شده‌اند. این برداشت‌ها مزاحم شناخت هستند و از آن جلوگیری می‌کنند. در واقع وقتی که به یک نتیجه گیری رسیده‌ایم، سعی می‌کنیم چیزهایی ببینیم که آن نتیجه گیری اولیه را تأیید می‌کند. بنابراین برداشت‌های خام باعث می‌شوند که به اصطلاح کور بشویم.
اینکه طرف مقابل اهل کدام شهر، کدام قومیت، کدام محل و غیره است هیچ کمکی به شناخت شما نخواهند کرد بلکه تمامی اینها برداشت‌های خام هستند که باعث کوری ما می‌شوند. پس نتیجه گیری و برداشت را به تأخیر بیاندازید و بدانید که تنها با تکرار مشاهده است که می‌توان به شناختی از اخلاق و رفتار طرف مقابل رسید. به همین ترتیب مشاهده رفتار فرد فقط در موقعیت کاری و شغلی یا کلاس و دانشگاه و غیره نمی‌توان به شناخت رسید. رفتار را باید در مجموعه‌ای از موقعیت‌های رسمی و غیر رسمی مشاهده کرد.

در همین حال بهتر است تلاش کنید تا رفتار عادی خود را داشته باشید. اگر سعی کنید نمایش بهتری از خود ارائه کنید رفتار شما ساختگی به نظر خواهد رسید. علاوه بر این داشتن رفتار ساختگی باعث می‌شود که نهایتا به زحمت بیافتید. تصور کنید بازیگری را که بعد از اتمام فیلم برداری مجبور است باز هم در نقش مورد نظر باقی بماند. نقش بازی کردن انرژی زیادی خواهد برد و او را خسته خواهد کرد و نهایتا دلش برای خودش تنگ خواهد شد. به همین ترتیب حتی اگر موفق بشوید خوب نقش بازی کنید در نهایت خود شما به زحمت خواهید افتاد. دیر یا زود از نقش خود خسته می‌شوید و از طرفی شناخت طرف مقابل را دچار انحراف کرده‌اید. بنابراین ممکن است او از کسی خوشش بیاید که شما نیستید و شما نخواهید توانست در بلند مدت نقش خود را بازی کنید. پس به خاطر خودتان نباید نقش بازی کنید. این کمک می‌کند تا با خیال راحت ببینید که آیا مورد پذیرش قرار می‌گیرید یا خیر. اگر مورد پذیرش قرار بگیرید در آینده هم کمتر نگران از دست دادن جایگاه خود خواهید بود. حاشیه امن رابطه به همین نکته اشاره دارد. وقتی که به همین شکل واقعی خود مورد پذیرش قرار می‌گیرید نسبت به تداوم رابطه زوجی امنیت خاطر و اطمینان بیشتری خواهید داشت. پس یک دستاورد بزرگ کوتاه مدت را فدای یک دستاورد بزرگتر بلند مدت نکنید. به دست آوردن چیزی آسان است اما نگهداشتن آن بسیار پر زحمت‌تر است. رابطه به حاشیه امن نیاز دارد.
مرحله آخر مرحله تصمیم گیری است. این مرحله می‌تواند چند ماه طول بکشد. در این مرحله است که باید لیست ملاک‌های خود را نمره گذاری کنید و به فرد مورد نظر یک نمره بدهید. نمره کل را حساب کنید. اگر جمع نمراتی که فرد مقابل از شما گرفته است نزدیک به نمره‌ای بود که خودتان گرفته‌اید (نمره‌ای که دیگران به شما داده‌اند)،‌ احتمالا گزینه مناسبی پیش رو دارید. هرچقدر اختلاف نمرات بیشتر باشد، نشان دهنده علامت خوبی نیست. بهرحال بعد از تصمیم گیری، لازم است تصمیم خود را مبنی بر ادامه دادن/ ادامه ندادن رابطه را به طور روشن و صریح به طرف مقابل اعلام کنید. دوپهلو بودن و تردید نشان دادن ‌می‌تواند طرف مقابل را ناامید کند و چه بسا به رابطه دیگری فکر کند که شانس بیشتری در آن داشته باشد. انتظار نداشته باشید که طرف مقابل همینطور سماق بمکد و تا آخر زمان منتظر تصمیم شما بماند. پس اگر مردد و دو دل بودید بهتر است رابطه را خاتمه دهید. کسی را در آب نمک نخوابانید.

اعلام رابطه
بعد از اینکه تصمیم گیری گرفتید رابطه را ادامه دهید، می‌توانید تصمیم خود را به اطلاع دوستان و آشنایان برسانید. اینکه اطرافیان‌تان در جریان این رابطه قرار بگیرند مزایا و معایب خود را دارد. اطرافیان و آشنایان بعد از اینکه در جریان رابطه قرار گرفتند، آن را پیگیری خواهند کرد و از شما درباره آن خواهند پرسید. چنین چیزی تعهد برانگیز است. این نیروی فشار که شباهت با رودربایستی دارد، شما را به ماندن در رابطه تشویق خواهد کرد. مزیت چنین چیزی این است که چنانچه حتی مشکلی پیش بیاید، شما انگیزه بیشتری برای حفظ رابطه و حل کردن مشکل خواهید داشت. وقتی طرف مقابل شما نیز تصمیم خود را به دوستان و آشنایان خودش اعلام کرده باشد، چنین نیرویی از هر دو طرف وارد خواهد شد و نقش نوعی چسب برای رابطه را ایفا خواهد کرد.



چنانچه این کار قبل از اتمام مراحل تصمیم گیری انجام شده باشد، دردسرهایی برای شما ایجاد خواهد کرد. چه بسا بعد از طی کردن مراحل آشنایی، به این نتیجه برسید که طرف مقابل زوج مناسبی برای شما نیست، در این صورت احتمالا وادار شوید توضیحاتی به اطرافیان‌تان بدهید و تعاریف و تمجید‌های خود را پس بگیرید. حتی تصور اینکه در مقام پاسخگویی به اطرافیان باشید هم ممکن است برای شما ناگوار باشد و تصمیم بگیرید پایان رابطه را اعلام نکنید. چنین چیزی به معنای از دست رفتن بعضی فرصت‌های دیگر خواهد بود. علاوه بر این هر دفعه باید آماده طرح دروغ‌هایی برای پرسش‌های احتمالی باشید. بنابراین تأکید می‌شود که زمان اعلام همگانی رابطه را تا اتمام مراحل آشنایی به تعویق بیاندازید.


همرسانی کنید:
پیام خود را بنویسید

No comments
تیم توصیه‌های روانشناس به منظور حذف فاصله‌های جغزافیایی، آماده ارائه خدمات از راه دور است.
شما می‌توانید از طریق تلگرام با ما در ارتباط باشید
متخصصین توصیه‌های روانشناس در زمینه‌های مختلف آماده ارائه خدمات مشاوره و راهنمایی به شما هستند
Back to content | Back to main menu
www.000webhost.com