ملاک‌های انتخاب زوج - توصیه‌های روانشناس

:به کانال تلگرام ما بپیوندید
telegram.me/tosiyee


Go to content

Main menu:

زوج یابی
ملاک شما برای انتخاب زوج چیست؟
وقتی درباره ویژگی‌ها یا خصوصیات زوج مناسب از جوانان سؤال می‌کنیم، عمدتا پاسخ‌های مشابهی می‌دهند؛
مهربان باشد، زیبا باشد، شغل خوبی داشته باشد، خانواده خوبی داشته باشد، با من تفاهم داشته باشد ... و پاسخ‌هایی از این دست. به نظر شما کسی پیدا می‌شود که بگوید من مهربان نیستم، آدم بدی هستم، و ...؟؟
به تجربه دریافته‌ایم نکته‌ای که در این پاسخ‌ها وجود دارد عبارت است از شلختگی یا بی سازمانی پاسخ‌ها. علاوه بر این پاسخ‌های داده شده فاقد اولویت بندی هستند. نکته دیگر اینکه گاهی ملاک مورد نظر یک جوان برای انتخاب زوج اصلا ملاک غلطی است. مثلا گاهی اوقات می‌شنویم که گفته می‌شود همسر مورد علاقه من باید طرفدار فلان تیم فوتبال یا گروه سیاسی باشد، یا فلان نوع موسیقی را گوش کند و یا فلان نوع لباس را بپوشد. این ملاک‌ها قابل تغییر هستند. پس اگر به دنبال رابطه با ثباتی هستید نباید به ملاک‌های متزلزل و ناپیدار تکیه کنید.


همانطور که برای مسافرت به یک نقطه باید نقشه و برنامه ریزی داشته باشیم، چیز مهمی مثل انتخاب زوج هم نیاز به نقشه دارد. همانطور که از مسافران مسافرت‌های یک روزه توقع داریم قبل از سوار شدن به وسیله نقلیه برنامه سفر خود را مشخص کرده باشند، از انسان‌ها نیز انتظار می‌رود قبل از اینکه وارد رابطه‌ای بشوند ملاک‌های خود را درباره زوج مورد علاقه مشخص کنند. این ملاک‌ها مثل نقشه راه عمل می‌کند و نمی‌گذارد که به بی‌راهه بروید و سرگردان شوید. در واقع با این نقشه راه حتی انحراف‌های کوچک از مسیر را تشخیص می‌دهید و قبل از اینکه دیر شده باشد می‌توانید مسیر خود را اصلاح کنید. پس نکته اول انتخاب زوج این است:
نقشه، نقشه، نقشه



پس برای انتخاب زوج باید اول ملاک‌های خود را مشخص کنید. لازم نیست که بگویم عاقبت سفر بدون برنامه و نقشه چه می‌شود، پس دست به کار شوید و ملاک‌های خود را روی کاغذ بیاورید. برای نوشتن ملاک‌های خود باید دو کار را به خوبی انجام دهید؛
1. سازمان دهی
2. انتخاب ملاک‌های درست
در ادامه بحث به این دو کار مهم می‌پردازیم:


1. سازمان‌دهی ملاک‌های انتخاب زوج

ملاک شما برای انتخاب زوج چیست؟ وقتی درباره ویژگی‌ها یا خصوصیات زوج مناسب از جوانان سؤال می‌کنیم، عمدتا پاسخ‌های مشابهی می‌دهند؛
دوست دارم مهربان باشد، زیبا باشد، شغل خوبی داشته باشد، خانواده خوبی داشته باشد، با من تفاهم داشته باشد ... و پاسخ‌هایی از این دست. به تجربه دریافته‌ایم نکته‌ای که در این پاسخ‌ها وجود دارد عبارت است از شلختگی یا بی سازمانی پاسخ‌ها. باز هم تأکید می‌کنیم که پاسخ‌های ساده به سؤالات پیچیده نشان دهنده دست کم گرفتن و ساده سازی بیش از حد قضیه است. این پاسخ‌ها نشان می‌دهند که اصلا مسئله به صورت درست فهمیده نشده است. علاوه بر این پاسخ‌های داده شده فاقد اولویت بندی هستند. نکته دیگر اینکه گاهی ملاک مورد نظر یک جوان برای انتخاب زوج اصلا ملاک ناصحیحی است. مثلا گاهی اوقات می‌شنویم که گفته می‌شود همسر مورد علاقه من باید طرفدار فلان تیم فوتبال باشد یا فلان نوع موسیقی را گوش کند و یا فلان نوع لباس را بپوشد.
منظور از سازمان دهی ملاک‌های زوج این است که ملاک‌های مورد نظر به صورت پراکنده و مورد به مورد نباشند بلکه طبقه بنده شده و منظم شوند، یعنی چارچوبی برای ملاک‌ها انتخاب کنیم تا بتوانیم هر ملاک را درون یک طبقه قرار دهیم. این کار مثل تهیه کتاب خانه برای کتاب‌ها است، ما هر کتاب را در جای خاصی از کتاب خانه قرار می‌دهیم به طوری که با کتاب‌های کناری‌اش مشابهت‌هایی داشته باشد. مثلا کتاب‌های رمان در یک طبقه، کتاب‌های دانشگاهی در یک طبقه و کتاب‌های مذهبی در یک طبقه . برای مثال می‌توان ملاک‌های مورد نظر برای زوج مناسب را به طبقات زیر تقسیم کرد؛
الف) ویژگی‌های ظاهری؛ قد بالای 160 سانتیمتر و کمتر از 170 سانتیمتر. رنگ پوست سبزه و ...
ب) ویژگی‌های مالی و اقتصادی؛ شغل با درآمد حداقل یک میلیون تومان، یک ماشین پراید و ...
ج) ویژگی‌های تحصیلی؛ تحصیلات حداقل فوق دیپلم، رشته مهندسی و ...
د) ویژگی‌های سبک زندگی؛ سبک زندگی کمی سنتی، مدرن، و ...
ن) اهداف زندگی؛ هدف‌های کوتاه مدت،‌ میان مدت و بلند مدت
پس برای سازمان دهی و ثبت ملاک‌های زوج مناسب یک جدول لازم داریم که 5 ستون دارد؛ یک ستون برای ملاک‌ها، یک ستون برای مصداق‌های هر ملاک، یک ستون برای میانگین امتیاز هر ملاک، یک ستون برای ضریب اهمیت آن ملاک از دید شما، و ستون آخر که با ضرب کردن میانگین امتیاز یک ملاک در میزان اهمیت آن ملاک، محاسبه می‌شود. دو مثال هم در جدول زیر آورده شده‌اند تا نحوه امتیاز دهی روشن بشود. تعداد ملاک‌ها را می‌توانید به دلخواه خود انتخاب کنید. ممکن است جدول شما 20 ملاک داشته باشد. جدول شما هرچقدر ملاک‌های بیشتری داشته باشد بهتر است. یک جدول ملاک خوب، حداقل 20 ملاک دارد.


منتظر نمانید که اتفاقی بیافتد تا بعد واکنش نشان دهید. انسان عاقل برای همه چیز از پیش آماده می‌شود. ممکن است قصد مزدوج شدن نداشته باشید یا فعلا کیس خاصی مد نظر نداشته باشید اما در واقع این لیست وقتی به کار می‌آید که تحت تأثیر عواطف و هیجانات نباشید. پس بهتر است از قبل لیست ملاک‌ها را تهیه کرده باشید تا نمره گذاری آن بماند برای وقتی که موردی پیدا شد. علاوه بر این می‌توانید مصداق‌ها (ستون دوم) را از همین حالا مشخص کنید (بدون نمره دادن) و ضریب اهمیت (ستون چهارم) را هم مشخص کنید.
حالا که چند طبقه برای ملاک‌های مورد نظر خودتان تعریف کرده‌اید، باید در مقابل هر طبقه ویژگی‌های مربوط به آن را یادداشت کنید. در انتخاب این ویژگی‌ها باید دقت کنید؛
الف. ویژگی‌های ثابت را ثبت کنید. تلاش کنید ویژگی‌هایی در مقابل هر طبقه بنویسیدکه به اصطلاح ناپایدار نباشند. در اینجا به وضوح روی ویژگی‌هایی توجه داریم که ثابت باشند. رنگ لباس یا موسیقی مورد علاقه یا تیم فوتبال مورد علاقه قابل تغییر هستند بنابراین نباید جزء ویژگی‌هایی باشند که می‌نویسیم. در نظر داشته باشید که ویژگی‌های غیر ثابت را با اندکی صرف وقت می‌توان تغییر داد یا گذشت زمان خود به خود باعث تغییر آنها می‌شود بنابراین حزب سیاسی یا تیم فوتبال یا فیلم مورد علاقه قابل تکیه نیستند چرا که ممکن است تغییر کنند. مثلا قد یک ویژگی ثابت ظاهری است، سبک زندگی سنتی و مدرن هم یک ویژگی تقریبا ثابت هستند، مذهب نیز تقریبا ثابت است ولی اجتماعی بودن هم یک ویژگی شخصیتی ثابت است.
ب. جهت حرکت را ثبت کنید. در مورد ملاک‌های مالی و شغلی دقت کنید؛ بهتر است در تدوین ملاک‌های شغلی و مالی توجه داشته باشید که جهت حرکت فرد مقابل را در نظر بگیرید نه وجود داشتن و وجود نداشتن آن ملاک را. مثلا بجای آنکه نگاه کنید و ببینید که طرف مقابل ماشین و خانه و مدرک تحصیلی و شغل و غیره دارد یا نه، به این نگاه کنید که فرد به کدام جهت حرکت می‌کند. ممکن است فردی فعلا شغلی نداشته باشید اما با توجه به پشت کار و تلاش او بتوان پیش بینی کرد که تا دو سال آینده درسش را تمام می‌کند و وارد بازار کار می‌شود. از طرف دیگر ممکن است او در حال حاضر ماشین و شغل داشته باشد اما با توجه به اینکه همه چیز را قسطی خریده است و اقساط سنگینی دارد، چه بسا مجبور می‌شود شرایط دشواری در پیش بگیرد. برای اینکه تخمین درستی از جهت حرکت او داشته باشید باید وضعیت چند ماه پیش فرد را با وضعیت فعلی او مقایسه کرد. در این مدت چه تغییری کرده است؟پس جهت حرکت را به عنوان ملاک در نظر بگیرید.
ج. علائم را ثبت کنید. در مورد ملاک‌های رفتاری و عاطفی و شخصیتی دقت کنید؛ بهتر است بجای اینکه یک ملاک کلی را در نظر بگیرید، ملاک‌ها یا علامت‌های قابل ملاحظه (مصداق‌های قابل مشاهده) را ثبت کنید. مثلا بجای اینکه بنویسیم «مهربان باشد»، بنویسیم «به ما ابراز علاقه کند»، «با ما در تماس باشد» و «حال ما را بپرسد». علت این توصیه این است که ملاک‌های کلی و بزرگ قابل بررسی نخواهند بود بلکه علامت‌ها قابل مشاهده هستند (این مصداق‌ها در ستون دوم ثبت می‌شوند).
د. رشد یا بلوغ روانی را ثبت کنید. بلوغ روانی در هر رابطه‌ای بسیار بسیار مهم است. اگر این بلوغ وجود نداشته باشد حتما مشکل ایجاد می‌کند. اگر به مطلب سن مناسب ازدواج نگاه کنید، می‌بینید که به تعادل و ثبات اشاره کرده‌ایم. کسی که به سرعت بر سر  مسائل ساده عصبانی می‌شود و از کوره در می‌رود، کسی که صبر و تحمل ندارد، کسی که نمی‌داند از زندگی چه می‌خواهد، کسی که برنامه‌ای برای آینده خودش ندارد، کسی که نمی‌داند از رابطه چه می‌خواهد، قطعا به بلوغ روانی نرسیده است. پس توجه داشته باشید که علائم بلوغ روانی را مد نظر داشته باشید. بلوغ روانی پایه‌ای است که بقیه خصوصیات فرد بر روی آن قرار می‌گیرند. بدون بلوغ روانی هیچکدام از ویژگی‌های دیگر نمی‌توانند کافی باشند. اگر چه انسان‌ها سلایق و زائقه‌های مختلفی دارند، اما هیچ کس نمی‌تواند در کنار فرد نابالغ به لحاظ روانی احساس خوبی داشته باشد.

حالا که چنین جدولی را تهیه کردید لازم است ملاک‌های مناسب را از بین این ملاک‌های پیشنهادی انتخاب کنید.

2. انتخاب ملاک‌های صحیح

در این مرحله لازم است جدول ملاک‌های خود را به افراد مناسبی نشان دهید تا نظر بدهند. همانطور که قبلا مطرح شد، از بین افراد ورشکسته و تحمل کننده و توبه کار انتخاب نکنید. افرادی که تجربه مثبت و سازنده دارند نظرات سازنده‌تری دارند. جدول خود را به آنها نشان بدهید تا مخصوصا در مورد میزان اهمیت (ستون چهارم) نظر بدهند. سعی کنید حداقل نظر 5 نفر از افراد متأهل موفق را بپرسید که حداقل 5 سال از ازدواج‌شان گذشته باشد. این افراد مثل معدن طلا هستند. نظرات آنها مانند طلا گرانبها و کمیاب است. آنها بهای سنگینی را بابت تجارب خود پرداخته‌اند و به رایگان در اختیار شما قرار می‌دهند. لازم است قدر این نظرات را بدانید.
حالا لازم است یک ستون به جدول خود اضافه کنید و میانگین نظر این پنج نفر را برای هر ملاک حساب کنید.
همانطور که در جدول زیر مشاهده می‌کنید، از 5 نفر در مورد میزان اهمیت هر ملاک سؤال شد و از آنها خواسته شد نمره‌ای بین صفر تا پنج به اهمیت هر ملاک بدهند. میانگین نظر این پنج نفر برای ملاک اول برابر با 1.8 بود و برای ملاک دوم 4.2. لازم است میزان اهمیت همه ملاک‌های خود را از نظر این پنج نفر به همین ترتیب محاسبه کنید.



حالا مرحله فکر کردن رسیده است. آیا ضریب اهمیت ملاک‌ها از نظر شما با میانگین نظر این پنج نفر خیلی متفاوت است؟ اگر اختلاف شما زیاد است (مثل ملاک اول در جدول بالا) باید به طور جدی درباره آن فکر کنید. حتما درباره میزان اهمیت آن ملاک دچار اشتباه شده‌اید و لازم است در مورد اهمیت آن ملاک تجدید نظر کنید. اگر ضریب اهمیت شما با میانگین نظر افراد ذی صلاح تفاوتی ندارد یا تفاوت خیلی کمی دارد (کمتر از نیم نمره) نیازی به اصلاح آن نیست. اگر در برابر نظر افراد ذی صلاح مقاومت می‌کنید، این علامت خطرناکی است. احتمالا شما می‌خواهید بر دیدگاه ناپخته خود اصرار کنید.
علاوه بر این لازم است در مورد ملاک‌ها و همینطور مصداق‌های هر ملاک هم از این افراد سؤال بپرسید. شاید پیشنهادهای خوبی برای شما داشته باشند و ارزش آن را داشته باشد که ملاک‌هایی را به لیست خود اضافه کنید و در مصداق‌های خود هم تجدید نظر کنید.



به این ترتیب جدول ملاک‌های شما به تدریج پخته‌تر و کارآمدتر می‌شود. برای این کار وقت بگذارید و اجازه بدهید چند ماه این لیست مورد تجدید نظر و اصلاح قرار بگیرد.
بعد از اینکه درباره ملاک‌ها و مصداق‌ها و ضریب اهمیت آنها با خودتان به توافق رسیدید، لازم است ملاک‌ها را رتبه بندی کنید. یعنی ملاکی که بیشترین ضریب اهمیت را دارد در بالای لیست،‌ و ملاکی که کمترین ضریب اهمیت را دارد، در پایین لیست قرار می‌گیرد.

حالا که لیست ملاک‌های شما آماده و رتبه بندی شد، لازم است یک کار مهم دیگر انجام بدهید، یعنی محدوده بندی. در این مرحله باید ملاک‌های خود را به چهار قسمت مساوی تقسیم کنید. مثلااگر 20 ملاک دارید، 20 را بر 4 تقسیم می‌کنیم و نتیجه می‌شود 5. به این ترتیب ملاک‌های شماره 1 تا 5 می‌شود محدوده قرمز شما. یعنی شخصی که فاقد این ملاک‌ها باشد اصلا نمی‌تواند نمره مورد نظر را کسب کند. ملاک‌های شماره 6 تا 10 می‌شود محدوده نارنجی شما، یعنی اگر کسی فاقد آنها باشد، باید درباره‌اش فکر کنید. ملاک‌های شماره 11 تا 15 هم می‌شود محدوده زرد؛ یعنی می‌توان با کمی اغماض از آنها چشم پوشی کرد. بقیه ملاک‌ها هم در محدوده خاکستری قرار می‌گیرند و لازم نیست درباره آنها زیاد سختگیر باشیم.

با خودتان چند چند هستید؟
بعد از اینکه لیست ملاک‌های‌تان نهایی شد، از همان پنج نفری که در تدوین این لیست به شما کمک کردند بخواهید که در آن لیست به شما نمره بدهند. می‌خواهیم بدانیم که نمره خود شما در لیست ملاک‌های‌تان چقدر می‌شود. یعنی اگر یک نفر بخواهد با توجه به همین لیست به شما نمره بدهد، چه نمره‌ای کسب خواهید کرد؟ این نمره به شما کمک می‌کند که وضعیت فعلی خود را بدانید. بدون اینکه وضعیت فعلی خود را بدانید ممکن است انتظارات شما واقع بینانه نباشد. یعنی انتظار داشته باشید که طرف مقابل شما در این لیست نمره خوبی بگیرد در حالی که خودتان نمره کمی بگیرید. یا برعکس. اغلب ما انسان‌ها دید واقع بینانه‌ای نسبت به خود نداریم. بسیاری از ما فکر می‌کنیم که زیبا و خوب و عالی هستیم در حالی که چنین نیست. بعضی دیگر هم فکر می‌کنند زشت و ناجور هستند در حالی که از چشم دیگران این هم واقعیت ندارد. این مهم است که ببینیم دیگران به ما چه نمره‌ای می‌دهند. لازم است از آن پنج نفر بخواهیم که به ما لطف نداشته باشند و بر حسب واقعیات به ما نمره بدهند.
این خیلی مهم است که درباره ملاک‌ها واقع بین باشیم. بیایید برایتان یک قصه تعریف کنم.
یک میمون بود که در باغ وحش زندگی می‌کرد. میمون قصه ما بسیار شکمو بود و اشتهای سیری ناپذیری داشت. این میمون در کنار چندین میمون دیگر زندگی می‌کرد. بازدید کنندگان از باغ وحش گاهی اوقات به سمت آنها خوراکی پرتاب می‌کردند. میمون قصه ما خیلی زرنگ بود و همیشه اولین نفر خود را به خوراکی‌ها می‌رساند و از ترس اینکه رقیبان سر و کله‌شان پیدا نشود، خوراکی‌ها را نجویده و یکجا قورت می‌داد. روزها گذشت و میمون بی رقیب ما یکه تاز میدان بود و همیشه بهترین خوراکی‌ها را مال خود می‌کرد. از این زرنگی خودش خوشش می‌آمد. یک روز یکی از بازدید کنندگان گردوی بزرگی را به سمت قفس میمون‌ها پرتاب کرد. میمون ما هم به سرعت خود را به گردو رساند و یک لقمه چپش کرد. چند روز گذشت. میمون ما گوشه گیر شده بود. مسئول قفس میمون‌ها متوجه شد که وقتی به سمت آنها خوراکی پرتاب می‌کنند، میمون ما دیگر به سمت آن نمی‌دود. این رفتار برای او بسیار عجیب بود و با گذشت چند روز حسابی نگران میمون شده بود. او تصمیم گرفت میمون را به دامپزشک باغ وحش معرفی کند. دامپزشک میمون را معاینه کرد و از او نمونه خون گرفت. اما نتایج آزمایش چیزی را نشان نداد. چند روز دیگر هم گذشت و میمون ما خیلی ضعیف و گوشه گیر شده بود. مسئولان باغ وحش تصمیم گرفتند میمون ما را به متخصص دامپزشک ببرند. متخصص او را سونوگرافی کرد و مشاهده کرد که چیزی در انتهای روده بزرگ میمون گیر کرده است. تصمیم به جراحی گرفتند و با تیغ جراحی انتهای روده او را پاره کرده و با کمال تعجب یک گردوی درشت را خارج کردند. خوب شدن جای تیغ جراحی چندین روز طول کشید و حسابی دردناک بود. اما بعد از بهبودی، میمون ما یک رفتار عجیب و غریب از خود نشان می‌داد. او هر وقت خوراکی به سمتش پرتاب می‌کردند مثل قبل زودتر از همه خود را به خوراکی می‌رساند اما قبل از خوردن، آن را اول از پایین تست می‌کرد و اگر مشکلی برای عبور نداشت، آن وقت تصمیم به خوردن می‌گرفت.


البته آدم‌های زیادی هستند که لیست ملاک‌های خود را واقع بینانه تنظیم نمی‌کنند. آنها نمی‌دانند که خودشان در این لیست چه نمره‌ای می‌گیرند. به همین دلیل سن ازدواج‌شان هی بالا و بالاتر می‌رود و در انتظار شاهزاده‌ای با لامبورگینی سفید هستند. وقتی که خودتان شاهزاده نیستید و لامبورگینی سفید ندارید، دلیلی ندارد که به این افسانه‌ها دل خوش کنید. هرچقدر سن شما بالاتر برود به این معنی است که دارید فرصت را از دست می‌دهید. چیزی که هرگز و هرگز قابل جبران نخواهد بود. پس لطفا به خودتان ظلم نکنید و انتظارات خود را در حدی که هستید پایین بیاورید. این یعنی کبوتر با کبوتر، باز با باز.
اگر سن‌تان از سی سال بیشتر شده و قصد ازدواج داشته‌اید و موفق نشده‌اید،‌ این یعنی خودتان را درست ارزیابی نمی‌کنید. لازم است ذهنیت خودتان را نسبت به خودتان هر چه سریعتر عوض کنید.
عزیزان دل، بهتر است تنها نمانید. هیچ کس از کیس‌های عالی و بسیار عالی بدش نمی‌آید. همه آرزوی چنین کیس‌هایی را دارند اما قبل از آن لازم است خود را ورانداز کنید و از دیگران بخواهید با توجه به همان لیست ملاک‌هایی که خودتان تهیه کرده‌اید، و با همان ضرایب اهمیت، به شما نمره بدهند. شما بعدها از این نمره به عنوان یک شاخص استفاده خواهید کرد. بعد از اینکه مراحل آشنایی را پشت سر گذاشتید و کاندیدای احتمالی را در لیست ملاک‌های‌تان نمره گذاری کردید، با مقایسه نمره‌ای که دیگران به شما داده‌اند و نمره‌ای که خود به شخص مورد نظر داده‌اید، می‌توانید تصمیم گیری کنید.


همرسانی کنید:
پیام خود را بنویسید

No comments
تیم توصیه‌های روانشناس به منظور حذف فاصله‌های جغزافیایی، آماده ارائه خدمات از راه دور است.
شما می‌توانید از طریق تلگرام با ما در ارتباط باشید
متخصصین توصیه‌های روانشناس در زمینه‌های مختلف آماده ارائه خدمات مشاوره و راهنمایی به شما هستند
Back to content | Back to main menu
www.000webhost.com